ابراهيم عاملي ( موثق )

374

تفسير عاملي ( فارسي )

مىكنم و شما هم با آنها سخن بگوئيد و خود را معرفى كنيد كه مسلمان هستيد ، و چون پيغمبر ص نماز ظهر انجام داد نماينده هاى قبيله ى هوازن مطلب خود را اظهار كردند : پيغمبر فرمود : من اسيرهاى خود و بنى هاشم را برگردانيدم و هر كس از شما مردم به طيب خاطر مىتواند اسير خود را آزاد كند و گر نه در برابر فدا رها كند تا من آن را بپردازم . عموم مردم اسيران خود را رها كردند به جز چند نفر كه در برابر فدا رها كردند . و پيغمبر به مالك بن عوف پيغام داد اگر مسلمان شوى و نزد ما بيائى خانواده ى اسير تو را آزاد مىكنم و صد شتر به تو مىدهم ، او از طائف حضور پيغمبر ( ص ) رسيد و كس و كار و شترها را تحويل گرفت و از طرف پيغمبر مأمور سرپرستى مسلمين قبيله ى خود شد . « وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ » 25 روح البيان : روايت شده است كه جلو قشون فرارى مسلمين تا به مكّه رسيد و مردم آنجا خوشحال شدند و شماتت كردند و برادر صفوان بن اميّه به مادرش گفت : خداوند دوران جادوگرى را به آخر رساند ، برادرش صفوان كه مشرك بود گفت : خاموش باش خدا دهان تو را بشكند سوگند به خدا كه حكومت يك فرد قرشى بر ما بهتر است از حكومت مردم هوازن . « فَأَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ » 26 مجمع : مقصود آن نيرو است كه موجب شد فراريها برگشتند و كافران را شكستند . ضحّاك بن مزاحم گفته است : مقصود آرامش آن مؤمنين است كه با پيغمبر به جاى ماندند و فرار نكردند مثل علىّ و عبّاس و چند نفر از بنى هاشم . تفسير حسينى : پس فرو فرستاد خداى رحمت خود را كه سبب سكون و آرامش قلوب است بر فرستاده ى خود تا تنها داعيه ى حرب نمود و از كثرت اعداء انديشه نفرموده و بر مؤمنان تا به نداى عبّاس باز گشتند . « وَأَنْزَلَ جُنُوداً » 26 ابو الفتوح : نوشته است : جبّائى گفت روز حنين فرشتگان به مدد تشجيع و تقويت دل آمدند و كارزار نكردند الَّا روز بدر . « ثُمَّ يَتُوبُ اللَّه » 27 مجمع : يعنى خدا مىپذيرد توبه ى آن كه از شرك پشيمان